امروزه، یا بهتر بگم تو این زمونه و تو این برهه از زمان فکرم خیلی پراکنده شده و به هر جایی سَرَک میکشه، نه اینکه تو کار دیگران دخالت کنم یا اینکه بخوام به زندگی شخصی کسی وارد بشم. نه نه، نیتم تنها و تنها بیان فرق ها و فقرهاست.
دنبال رشته کلام می گشتم که در جایی دوست گرانقدرم برات رفیعی عزیز با شعرش رشته ی کلام را به بنده سپرد.
مینامبا، بانویی تانزانیایی که ظاهرا یکی از محصولات برده داری ست و دست پرورده ی سرافرازی و سربلندی.
امروزه در قرن ۲۱ چه در ایران و چه در گوشه گوشه ی عالم خاکی کم و بیش با برده داری و برده پروری مدرن مواجه هستیم که اولین لازمه ی این کار باز به مسئله ی مالی و پول بازمی گردد، آری پول.
عده ای اقلیت دارا بر عده ای اکثریت ندار حکم رانند. امروزه نبوده و نیست، ریشه ی تاریخی دارد. تنها کوروش کبیر بود که حتی در فتوحات خویش به دارایی هیچ کس دست یازی هم نمی کرد، ولی او تنها یک نفر بود. کسی منکر ثروتمند شدن نیست، هیچ کس از پول نفرت ندارد چرا که لازمه ی زنده بودن است. به قول پیامبر بزرگ ادب زنده یاد شاملو: ما آدما زندگی نمی کنیم، فقط داریم نفس می کشیم، البته تا روزی که یه کنتور هم واسه نفس کشیدن بسازن -
اون روز زیاد دور نیست، در همین نزدیکی ست، آری، ما تنها نفس می کشیم. من و امثال من مخالف ثروت نیستیم، مخالف تقسیم ناعادلانه ی آن هستیم، مخالف برده داری هستیم، چرا که همه آزاد و برابریم، هیچ کس بر دیگری برتری ندارد حتی حتی حتی آن کس که در مسیر گرداب گرفتار می شود چرا که همگان با یک شکل و از یک محل پای به زندگی گذاشته ایم. شرایط جامعه، فشارهای اقتصادی، کمبودهای اجتماعی و برخی تنگناها باعث بروز فقرو فحشا و دزدی و جنایت و ... می شود. جنایت کار پولدار رها می شود اما آفتابه دزد بی پول به جرم جنایت به دار آویخته خواهد شد. اینست برده پروری در کشورهای قرن ۲۱ جهان هستی.
نظرات شما عزیزان: